زمانی این باور رواج داشت كه مارکسیسم ارزش چندانی برای پژوهندگان روابط بینالملل ندارد. آثار انگشت شماری در زمینه روابط بینالملل مستقیماً از سنّت ماركسیستی الهام میگرفتند؛ اما امروزه نگرش ماركسیستی در این رشته واجد جایگاهی هرچند جزئی است كه بیست سال پیش چندان كسی تصوّرش را هم نمیكرد. در آن زمان گمان بر این بود كه ماركسیسم اساساً با طبقات اجتماعی، شیوههای تولید و پدیده دوران كه از نظر خود ماركسیسم گذار از سرمایهداری به سوسیالیسم بود سروكار دارد و نسبت به عوامل و نیروهای كلیدی سیاست جهان، یعنی حاكمیت، مداخله، توازن قدرت، رقابت ژئوپلیتیكی و جنگ كلاً بیعلاقه است.
برداشت ماركسیسم از «امر بینالملل» تفاوت بارزی با برداشتی دارد كه در واقعگرایی یا دیگر رویكردهای اصلی و رایج در قبال روابط بینالملل میتوان سراغ گرفت. ماركسیسم كمتر به مناسبات میان دولتها و بیشتر به جهانگیر شدن مناسبات اقتصادی و اجتماعی توجه دارد. بسیاری با یادآوری این نكته مدعیاند كه با برچیده شدن بساط نظام دوقطبی و پیشرفت مستمر روند جهانی شدن، ماركسیسم اهمیت تازهای پیدا كرده است. پدیده جهانی شدن از مضامین مهم اندیشه ماركسیستی و نظریههای ماركسیستی متأخرتر درباره امپریالیسم و توسعه نابرابر بوده است.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.