جنگ عراق با ایران «علت» زیر بنایی دومین جنگ خلیج فارس بود. این جنگ در چند جنبه ـ مهم رفتار عراق، واكنش یا انفعال جامعه بینالمللی و نیز تأثیر عمیقی كه بر شرایط خاص عراق و جاهطلبیهای منطقهای آن و اثری كه بر صفبندیهای منطقهای نهادـ صدام را برای دومین جنگ افتضاحآمیز در طول یك دهه برانگیخت. بعد از محكومیت مصر به دلیل توافق «جداگانه» كمپدیوید در سال 1978، عراق با اغتنام فرصت خود را برای رهبری اعراب مطرح ساخت. متعاقب آن، تصمیم عراق برای حمله به ایران (واز دید عراق برای جلوگیری از تهاجم ایران) رانیز باید جلوهگری مضاعفی برای رهبری اعراب به شمار آورد. صدام در انجام اینكار از اوج اغتشاش سیاستهای منطقهای و در زمانی به بهرهبرداری پرداخت كه انقلاب اسلامی ایران و بحران گروگانگیری و تجاوز شوروی به افغانستان با هم تركیب شدهبود و حوادث را پیشبینیناپذیر و خطرناك ساخته بود.
صدام تلاش كرد تا جنگ با ایران را جنگ بین عرب و فارس و بین ناسیونالیسم عرب و دشمنانش جلوه دهد. برای این مقصود مسائل را بسط داد ـ و ازنظر نمادین ـ شامل جزایر مورد مناقشه در خلیج فارس و اختلافات ارضی «اعراب »نمود تا یك اختلاف دو طرفه را به صورت «عربی شده» درآورد. به مرور كه جنگ به درازا كشید عراق خود را مدافع جناح شرقی اعراب وانمود كرد و همسایگانش رابه خاطر بیمیلی و حمایت ناكافی از عراق در راه یك هدف مشترك به شدت سرزنش نمود. حاكم عراق رفته رفته به خود باوراند كه گذاشتن تمامی سنگینی جنگ به دوش كشور او غیر عادلانه است؛ عاقبت هم به این باور رسید (یاتحت تأثیر چنین باوری قرار گرفت) كه تنها ماندن عراق بخشی از توطئه جنایتآمیز سایر كشورهای عربی است كه اجازه میدادند تا عراق خون خود را در راه هدفی بریزد كه دفاع جمعی آنها به شمار میرفت.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.