هدف اصلی سیاست خارجی ژاپن مانند هر کشور دیگری تضمین امنیت و سعادت ملت است. میتوان گفت که ژاپن در پيشبرد این هدف برای مدت بیش از نیم قرن موفق بوده است. همچنین از پایان جنگ جهانی دوم تا حدودی توانسته است به اثبات برساند كه جنگها، انقلابها و دیگر بحرانهای شرق آسیا در تمام این مدت آسیبی به امنیت این کشور وارد نساخته است. ژاپن از نظم اقتصادی بینالمللی که نظام برتون وودز ايجاد کرد بهره بسیاری برده است و بدون آن پیشرفت و تأمین موفقیت اقتصادی ژاپن ممکن نبود.
اما به نظر میرسد این روزها احساس بیهدفی و عدم اطمینان نسبت به روند آتی سیاست خارجی بر ژاپن چیره شده است که این به نوعی انعکاسی از عدم اطمینان نسبت به وضعیت بینالمللی است. بیش از یک دهه از پایان جنگ سرد که در طی آن مسائل بینالمللی قابل پیشبینیتر بودند گذشته اما هنوز مفهوم دقیق و روشنی در مورد نظم نوین بینالمللی در قرن بیستو یکم آشکار نشده است. بسیاری از ژاپنیها گرچه از مبارزات ضدتروریستی آمریکا حمایت میکنند اما در شگفتاند که دکترین حمله پیشگیرانه جورج بوش چگونه بر اتحاد آتی آمریکا و ژاپن تأثيرگذار خواهد بود. اعتراف حیرتآور کره شمالی مبنی بر ربودن تعدادی از ژاپنیهای بیگناه در دهه 1970 و 1980 و اعلام تصمیم آن برای شروع مجدد فعالیتهای هستهای ضرورت فوري بازنگری در مورد چگونگی رویارویی با وضعيت دشوار و خطرناک شبهجزیره کره را براي مردم ژاپن ايجاب ميكند. علاوه بر آن همان طور که ژاپن ناظر رشد پویایی اقتصادی در چین، درمقابل رکود اقتصادی در ژاپن است به طور طبیعی بر آن میشود که شرق آسیا در بیست سال آینده چگونه خواهد بود.
دانلود كتاب:» کاربر گرامی ، برای دریافت(دانلود) کتاب می بایست به عضویت وب سایت درآمده و وارد حساب کاربری خود شوید.