
از گذشتههای دور موضوع حقوق بشر یكیاز مسایل مهم و مبتلابه جوامع بشری بوده است و فعالیتهایی در جهت تأمین آن از سوی افراد و گروهها و حكومتها صورت گرفته است. تدوین اعلامیهها و میثاقها و معاهدات و تشكیل سازمانها و كنفرانسهای بینالمللی بخشی از این اقدامات است. به طوری كه بند 3 ماده یك منشور ملل متحد یكیاز مقاصد ملل متحد را حصول همكاری بینالمللی در پیشبرد حقوق بشر برای همگان میداند كه در صورت نیل به آن، صلح و امنیت بینالمللی نیز تأمین میشود. باافزایش ارتباطات بینالمللی و وابستگی متقابل كشورها در جامعه جهانی، نظام بینالملل بهعنوان یكیاز متغیرهای مهم و مؤثر در سیاست خارجی هر كشور مطرح گردیده است. بنابراین اولاً از این جهت موضوع حقوق بشر كه زمانی در زمره مسایل و موضوعات تحت صلاحیت داخلی كشورها بود، در نتیجه تحولات گسترده در عرصه روابط بینالملل و پایان جنگ سرد و تحول نقش سازمانهای بینالمللی بهویژه سازمان ملل متحد، ابعاد جهانی یافته است و بهعنوان یكی از شاخصهای نظام بینالملل حاكمیت ملی كشورها را محدود نموده است.